تحلیل بنیادی سهام

تحلیل بنیادی سهام (Fundamental Analysis) چیست؟

پنجشنبه ۰۳-۱۱-۱۳۹۸

تحلیل بنیادی (FA) یا فاندامنتال روشی برای اندازه گیری ارزش ذاتی سهام بورسی با بررسی عوامل اقتصادی و مالی مرتبط به آن ها است. تحلیل گران بنیادی هر چیزی را که می تواند بر ارزش سهام تأثیر بگذارد مطالعه می کنند، از عوامل کلان اقتصادی مانند وضعیت اقتصاد و شرایط صنعت گرفته تا عوامل خرد اقتصادی مانند اثربخشی مدیریت شرکت. هدف نهایی رسیدن به عددی است که یک سرمایه گذار می تواند آن را با قیمت فعلی سهام مقایسه کند تا ببیند آیا قیمت سهام پایین تر از ارزش واقعی آن ها است یا بالاتر.

این روش تجزیه و تحلیل سهام معمولا در تضاد با روش تحلیل تکنیکال در نظر گرفته می شود که از طریق تجزیه و تحلیل داده های پیشین بازار مانند قیمت و حجم سهام، جهت قیمت ها را پیش بینی می کند.
شاید شما در مورد وارن بافت (یکی از موفق ‌ترین تحلیل گران بنیادی تاریخ) و روش آنالیز سهام بر اساس دیدگاه بنیادگرا زیاد شنیده باشید.

اما این نوع تحلیل سهام چگونه تحلیلی است؟ چگونه مشاوران بازار بورس، سهمی را برای خرید و فروش بر اساس اصول بنیادی انتخاب می‌ کنند؟ چنان چه شما فردی هستید که می ‌خواهید یک سرمایه‌گذار موفق و یا تحلیل گر سهام باشید، یا اگر می‌ خواهید در مورد چگونگی انجام تحلیل بنیادی سهام در بورس اطلاعاتی کسب کنید، این مقاله از وب سایت فروهر ترحمی اطلاعات مفیدی را برای شما فراهم می ‌کند. با ما همراه باشید.

اگر قصد دارید به دوره های تخصصی در خصوص آموزش بورس دسترسی پیدا کنید، می توانید همین حالا اپلیکیشن آموزش بورس دکتر ترحمی را به صورت رایگان دانلود کنید.

 

تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال چیست؟

هدف اصلی تمام روش های تحلیل سهام این است که تعیین کنند آیا سهام در بازار وسیع تر ارزش واقعی خود را دارند یا خیر. تحلیل بنیادی سهام معمولاً از یک دیدگاه کلان به خرد به منظور شناسایی اوراق بهاداری که در بازار قیمت واقعی ندارند، استفاده می شود. 

تحلیل گران به طور معمول قبل از تمرکز بر عملکرد شرکت های خاص، وضعیت کلی اقتصاد و سپس قدرت صنعت خاص را مورد بررسی قرار می دهند تا به یک ارزش بازار عادلانه و واقعی برای سهام برسند.

تحلیل بنیادی سهام

در روش تحلیل فاندامنتال، تحلیل گر از داده های عمومی برای ارزیابی ارزش سهام یا هر نوع اوراق بهادار دیگر استفاده می کند. به عنوان مثال، یک سرمایه گذار می تواند با نگاهی به عوامل اقتصادی مانند نرخ بهره و وضعیت کلی اقتصاد و سپس با مطالعه اطلاعات در مورد صادرکننده اوراق قرضه، از جمله تغییرات احتمالی در رتبه بندی اعتبار آن تحلیل بنیادی را روی ارزش اوراق بهادار انجام دهد.

برای تحلیل سهام بورس، تحلیل بنیادی از درآمد، سود، رشد آینده، بازده سهام، حاشیه سود و سایر داده ها برای تعیین ارزش اساسی شرکت و پتانسیل رشد آینده آن استفاده می کند. همه این داده ها در صورت های مالی یک شرکت موجود است.

نکات کلیدی در مورد تحلیل بنیادی

  • تحلیل فاندامنتال روشی است برای تعیین ارزش واقعی یا «ارزش عادلانه» سهام.
  • تحلیلگران بنیادی، به دنبال سهام هایی هستند که در حال حاضر با قیمت های بالاتر یا پایین تر از ارزش واقعی شان معامله می شوند.
  • اگر ارزش منصفانه بازار بالاتر از قیمت بازار باشد، قیمت سهام کمتر از ارزش واقعی تلقی می شود و توصیه خرید سهام داده می شود.
  • در مقابل، تحلیلگران تکنیکال اصول را به نفع مطالعه روند های تاریخی قیمت سهام نادیده می گیرند.
  • به طور کلی، هدف اصلی تحلیل بنیادی، کشف ارزش خاصی است که بتوان آن را با قیمت فعلی مقایسه کرد و در نتیجه مقایسه، یک سرمایه‌ گذار بتواند برای خرید یا فروش سهم و اوراق بهادار تصمیم‌ گیری صحیح داشته باشد. 

اگر ارزش(Value) پایین ‌تر از قیمت(Price) فعلی باشد، گفته می ‌شود قیمت سهام افزایش ‌یافته است و سرمایه‌ گذار می ‌تواند تصمیم به فروش سهم بگیرد. 

از طرف دیگر اگر ارزش بیشتر از قیمت فعلی باشد، سهام به ‌عنوان سهام سود آور شناخته می ‌شود که مبنای خرید سهم است. هنگامی‌ که بازار این شکاف را درک کند و با افزایش قیمت سهم، آن را تنظیم کند، سرمایه ‌گذار به هدف خودش که به دست آوردن سود بوده است، می‌ رسد. هدف تحلیل بنیادی سهام در بورس همین است.

به بیانی دیگر، اگر ارزش ذاتی به ‌دست ‌آمده بیشتر از قیمت فعلی سهم در بازار باشد، به ‌اصطلاح گفته می ‌شود که سهم کم قیمت‌ گذاری شده است و دارای حباب منفی بوده که انتظار می ‌رود سهم رشد کرده و حباب منفی خود را پر نماید؛ در مقابل اگر ارزش ذاتی سهم کمتر از قیمت فعلی بازار باشد گفته می ‌شود که سهم بالاتر قیمت‌ گذاری شده است و اصطلاحاً سهم دارای حباب مثبت بوده و انتظار می ‌رود که قیمت بازار آن کاهش یابد.

تحلیل بنیادی برای یافتن قیمت منصفانه بازار است. تحلیل گرانی که بتوانند به ارزش واقعی سهم دست یابند، می‌ توانند از این فرصت برای کسب سود بیشتر نفع ببرند و سهامی را که قیمت فعلی پایین ‌تر از ارزش خود را دارند، خریداری کنند و یا سهم با قیمت بیشتر از ارزش واقعی را قبل از این که بازار به تعادل برسد و قیمت فعلی با ارزش ذاتی سهم برابر شود را به فروش برسانند.

انواع تحلیل بنیادی چیست؟

مشکل اصلی در تعریف کلمه فاندامنتال این است که می تواند هر چیزی را که مربوط به رفاه اقتصادی یک شرکت است را پوشش دهد. بدیهی است که این تحلیل اعدادی مانند درآمد و سود را شامل می شوند ، اما می توانند هر چیزی را از سهم بازار یک شرکت گرفته تا کیفیت مدیریت آن در بر گیرند.

فاکتورهای اصلی تحلیل فاندامنتال را می توان به دو دسته کمی و کیفی طبقه بندی کرد. معنای مالی این فاکتورها تفاوت چندانی با تعاریف استاندارد آنها ندارد. در ادامه، تعریف این فاکتورها در فرهنگ لغت را برای شما فراهم کرده ایم:

  • کمی - قادر به اندازه گیری یا بیان به صورت عددی است.
  • کیفی - مربوط به یا بر اساس کیفیت یا ویژگی های چیزی، که اغلب در تضاد با اندازه یا کمیت آن قرار می گیرد.

تحلیل بنیادی سهام

در این زمینه، فکتورهای کمی شامل اعداد می شوند. آنها ویژگی های قابل اندازه گیری یک تجارت هستند. به همین دلیل بزرگترین منبع داده های کمی صورت های مالی یک شرکت هستند. درآمد ، سود ، دارایی و غیره را می توان با دقت عالی سنجید.

اصول کیفی کم تر ملموس و قابل اندازه گیری هستند. این موارد ممکن است شامل کیفیت مدیران ارشد یک شرکت، شناخت نام تجاری، ثبت اختراعات و فناوری اختصاصی آن باشد.

نه تحلیل کیفی و نه کمی ذاتاً بهتر نیستند. بسیاری از تحلیلگران آنها را در کنار هم می دانند.

اگر قصد دارید به دوره های تخصصی در خصوص آموزش بورس دسترسی پیدا کنید، می توانید همین حالا اپلیکیشن آموزش بورس دکتر ترحمی را به صورت رایگان دانلود کنید.

عوامل کیفی در تحلیل بنیادی

علاوه بر بررسی اعداد و آمار موجود در صورت حساب ‌های مالی یک شرکت، شما باید جنبه‌ های نامشخص و یا کیفی یک کسب ‌وکار را نیز تحلیل کنید. 

آیا می‌دانید منظور از مدل کسب‌ و کار شرکت چیست؟ آیا با حوزه فعالیت‌ های اصلی مجموعه آشنا هستید؟ یکی از مهم ترین مواردی که باید از وارن بافت یاد بگیریم این است که او به هیچ وجه در صنعت تکنولوژی سرمایه‌ گذاری نمی‌کند. دلیل این مسئله هم این است که او در مورد فعالیت ‌های این صنعت اطلاعاتی ندارد.

یکی از مهم ترین نکات سرمایه گذاری موفق این است که یک سرمایه ‌گذار باید در رابطه با صنعت و حوزه فعالیتی که تمایل به سرمایه ‌گذاری دارد اطلاعات کافی داشته باشد. از دیگر جوانب مهمی که‌ باید در نظر گرفته شود، مزیت رقابتی است. 

زیرا این کاتالیزور است که موفقیت در بازه دراز مدت یک کسب ‌وکار را هدایت می‌کند. مایکل پورتر از دانشگاه هاروارد بیان می‌کند که داشتن یک مزیت رقابتی پایدار با داشتن یک وضعیت رقابتی منحصر به ‌فرد کسب می شود.

علاوه بر موراد بالا، شاید یکی از جنبه‌ های کیفی که نباید از چشم سرمایه گذاران دور بماند، کیفیت مدیریت است. برای اینکه به عمق اهمیت این موضوع پی ببرید، باید یک سرمایه ‌گذار بزرگ باشید. اما سرمایه‌ گذاران معمولی و یا تحلیلگران تنها می‌ توانند اطلاعات اولیه را با رجوع کردن به وب سایت ‌ها و پرسش و پاسخ درباره  مدیران در اینترنت به دست آورند.

توجه داشته باشید که عملکرد کلیدی و تصمیمات بزرگ شرکت و نحوه تأثیرگذاری آن‌ ها بر روی کسب ‌و کار را باید همواره در نظر بگیرید.

همچنین، شما نیاز دارید تا در مورد میزان رشد کلی صنعت مد نظر، سهم بازار در میان کمپانی ‌های دیگر و مشتریان اطلاعات مفیدی داشته باشید. 

آیا صنعت مد نظر در حال رشد است؟ اگر چنین است، شرکت ‌هایی که سهم بیشتری از بازار را دارند باید بهترین گزینه ‌ها برای سرمایه گذاری باشند. علاوه بر این، تحلیل کیفی در تحلیل بنیادی نیازمند این است که به چرخه کسب ‌وکار نیز توجه داشته باشید. تمامی این موارد در سلامت مالی یک شرکت تأثیرگذار هستند.

به طور کلی، چهار اصول اساسی وجود دارد که تحلیل گران همیشه در مورد یک شرکت در نظر می گیرند. این موارد کیفی در تحلیل بنیادی شامل موارد زیر می شوند:

  • مدل کسب و کار: شرکت دقیقاً چه کاری انجام می دهد؟ این  مسئله آنقدر که به نظر می رسد ساده نیست. اگر الگوی تجاری یک شرکت مبتنی بر فروش مرغ فست فود باشد، آیا پول خود را از این طریق به دست می آورد؟ یا کسب درآمد فقط از طریق اعطای حق امتیاز و حق رای دادن است؟
  • مزیت رقابتی: موفقیت دراز مدت یک شرکت تا حد زیادی به دلیل توانایی آن در حفظ مزیت رقابتی خود می باشد مزیت های رقابتی قدرتمند، مانند نام تجاری کوکا کولا و تسلط مایکروسافت بر سیستم عامل رایانه های شخصی، وضعیتی در اطراف مشاغل ایجاد می كند كه به آن اجازه می دهد تا رقبا را در معرض خطر قرار دهد و از رشد و سود بهره مند شود. هنگامی که یک شرکت می تواند به یک مزیت رقابتی دست یابد، سهامداران آن می توانند به مدت چند دهه به خوبی سود داشته باشند.
  • مدیریت شرکت: برخی معتقدند مدیریت مهمترین ملاک برای سرمایه گذاری در یک شرکت است. این امر منطقی است: حتی بهترین مدل کسب و کار محکوم به شکست است اگر مدیران آن شرکت نتوانند آن را به درستی پیاده کنند. در حالی که ملاقات و ارزیابی واقعی مدیران برای سرمایه گذاران خرده فروشی دشوار است، می توانید به وب سایت شرکت مراجعه کنید و رزومه های اعضای هیئت مدیره را بررسی کنید. آنها در مشاغل قبلی چقدر خوب عمل کرده اند؟ 
  • خط مشی شرکت: خط مشی شرکت، سیاست های موجود در سازمان را نشان می دهد که روابط و مسئولیت های بین مدیران و ذینفعان را بیان می کند. این سیاست ها در منشور شرکت و آئین نامه آن به همراه قوانین و مقررات شرکت تعریف و تعیین می شود. شما می خواهید با شرکتی کار کنید که از نظر اخلاقی ، منصفانه ، شفاف و کارآمد اداره شود. به ویژه توجه داشته باشید که آیا مدیریت به حقوق سهامداران و منافع سهامداران احترام می گذارد یا خیر. اطمینان حاصل کنید که ارتباطات آنها با سهامداران شفاف ، واضح و قابل درک است. اگر متوجه نشوید، احتمالاً به این دلیل است که آنها نمی خواهند که شما متوجه شوید!

گفته می‌شود که تحلیل بنیادی اساس سرمایه‌گذاری است. هدف هر سرمایه‌گذاری این است که به دنبال سهام بنیادی باشد. اما اصول یک شرکت، اصول پیچیده‌ ای هستند و به همین دلیل، در بین تحلیلگران بنیادی استراتژی‌ ها ممکن است متفاوت باشد، در حالی‌ که هیچ ‌یک از روش ‌ها بر دیگری برتری ندارند. تا زمانی که شما می ‌توانید تجزیه ‌و تحلیل خود را با اعداد مطمئن پشتیبانی کنید و آن‌ ها را با روند و شرایط و صنعت و اقتصاد فعلی مطابقت دهید، به‌درستی آنالیز را انجام داده ‌اید.

اگر قصد دارید به دوره های تخصصی در خصوص آموزش بورس دسترسی پیدا کنید، می توانید همین حالا اپلیکیشن آموزش بورس دکتر ترحمی را به صورت رایگان دانلود کنید.

عوامل کمی در تحلیل بنیادی

اصول کمی قابل ‌اندازه‌گیری هستند و شامل ویژگی ‌های عددی در مورد یک عملیات تجاری می شوند.

این اصول از طریق صورت‌ حساب ‌های مالی شرکت، به دست می‌آیند. این صورت ‌حساب ‌ها به طور کلی میزان سود، درآمد های کوتاه‌ مدت، نقدینگی و سایر دارایی ‌ها را نشان می ‌دهند و چندین نام دارند. 

سه نوع صورت ‌وضعیت ‌های مالی که باید در نظر داشته باشید عبارتند از: ترازنامه، صورتحساب درآمد و صورت سود و زیان. ترازنامه توانایی شرکت را برای برقراری تعادل بین دارایی ‌ها و میزان بدهی ‌اش به سایر نهاد های مختلف را نشان می ‌دهد. در حالی‌ که صورت ‌حساب درآمد، میزان درآمد و مخارج شرکت را در یک بازه زمانی مشخص نشان می ‌دهد. 

شما با استفاده از این صورتحساب می ‌توانید متوجه شوید که شرکت درآمد کسب کرده است یا از دست ‌داده است. همچنین، میزان نقدینگی شرکت برای خرید هر آنچه که برای بهبود یا گسترش کسب ‌و کار مورد نیاز است، با مطالعه وضعیت نقدینگی شرکت قابل ‌بررسی خواهد بود.

صورتهای مالی واسطه ای هستند که یک شرکت اطلاعات مربوط به عملکرد مالی خود را با استفاده از آن ها به اطلاع سرمایه گذاران می گذارند. پیروان تحلیل بنیادی از اطلاعات کمی استفاده می کنند که از صورت های مالی جمع می شوند تا تصمیمات سرمایه گذاری بگیرند.

سه مورد از مهمترین صورت های مالی عبارتند از صورتهای درآمدی، ترازنامه و صورتهای گردش پول. در ادامه، این موارد را توضیح خواهیم داد:

  • ترازنامه شرکت: ترازنامه نشان دهنده سابقه دارایی ها ، بدهی ها و سهام شرکت در یک نقطه خاص از زمان است. ترازنامه با این واقعیت مشخص می شود که ساختار مالی یک تجارت به صورت زیر تعادل می یابد:

دارایی = بدهی + سهام سهام داران

دارایی ها منابعی را نشان می دهند که مشاغل در یک زمان معین در اختیار دارند یا کنترل می کنند. این شامل مواردی مانند پول نقد ، موجودی ، ماشین آلات و ساختمان ها می شود. طرف دیگر این معادله نشان دهنده کل ارزش مالی است که شرکت برای به دست آوردن آن دارایی ها استفاده کرده است. تأمین مالی در نتیجه بدهی یا حقوق صاحبان سهام صورت می گیرد. بدهی ها بدهی را نشان می دهند (که البته باید بازپرداخت شود) ، در حالی که حقوق صاحبان سهام بیانگر ارزش کل پولی است که صاحبان مشاغل در آن مشارکت داشته اند - از جمله سودهای حفظ شده ، که سود حاصل از سالهای گذشته است.

  • صورتحساب درآمد: در حالی که ترازنامه برای بررسی مشاغل از یک نقطه زمانی مشخص استفاده می کند ، صورت حساب درآمد یک شرکت را در یک بازه زمانی خاص اندازه گیری می کند. از نظر فنی ، شما می توانید ترازنامه را برای یک ماه یا حتی یک روز داشته باشید ، اما فقط مشاهده خواهید کرد که شرکت های دولتی به صورت سه ماهه و سالانه گزارش می کنند.

صورت درآمد اطلاعات مربوط به درآمدها ، هزینه ها و سود حاصل از عملکرد شرکت های تجاری را برای آن دوره ارائه می دهد.

  • صورتحساب گردش پول: صورتحساب گردش پول نشانگر سابقه ورود و خروج وجوه نقدی یک تجارت در بازه زمانی مشخص است. صورتحساب گردش پول از این جهت اهمیت دارد که دستکاری یک وضعیت نقدی برای یک تجارت بسیار دشوار است.

موارد زیادی وجود دارد که حسابداران تهاجمی می توانند برای دستکاری درآمدها انجام دهند ، اما جعلی بودن پول در بانک کار سختی است. به همین دلیل ، برخی از سرمایه گذاران از صورت جریان پول به عنوان یک اقدام محافظه کارانه تر برای عملکرد یک شرکت استفاده می کنند.

با انجام تحلیل بنیادی کمی باید بتوانید تشخیص دهید که آیا شرکت پول‌ سازی می‌کند یا خیر. شرکت چه مقدار از هر دلاری را که به دست می ‌آورد، سود می ‌برد؟ آیا درآمد کوتاه‌ مدت افزایش می ‌یابد؟ حتی اگر یک شرکت به سود دهی رسیده باشد، نشانه حرکت رو به ‌جلوی کمپانی و رشد مثبت آن در درآمد است. یک شرکت سالم باید بتواند بدهی خود را پرداخت کند.

منتقدان تحلیل بنیادی

اصلی ترین منتقدان تحلیل بنیادی به دو دسته تقسیم می ‌شوند:

  • تحلیلگران تکنیکال
  • کاربران فرضیه بازار کارا

تحلیلگران تکنیکال

همان طور که می دانید، تحلیل تکنیکال یکی دیگر از روش‌ های تحلیل سهام است؛ اما تحلیل تکنیکال بر اساس سرمایه ‌گذاری ‌ها یا به‌طور دقیق‌ تر معاملات بر روی قیمت و حجم معاملات سهام است که با استفاده از نمودارها و سایر ابزارها صورت می ‌پذیرد و موارد بنیادی سهم را نادیده می‌ گیرد.

یکی از موارد مهم در تحلیل تکنیکال این است که بازار به ‌صورت خودکار هر موردی را در نظر می‌ گیرد. همه اخبار درباره قیمت سهم هم ‌اکنون موجود است. همچنین تحرکات قیمتی سهم دید بیشتری نسبت به اصول بنیادی به سرمایه‌ گذاران می ‌دهد.

فرضیه بازار کارا

حامیان فرضیه بازار کارا هر دو تحلیل بنیادی و تکنیکال را کامل نمی‌ دانند. فرضیه بازار کارا بیان می ‌کند که در یک بازار کاملاً کارا رسیدن به تحلیل از طریق تحلیل بنیادی و تکنیکال غیرممکن است و معتقد است که همه اطلاعات به یک ‌میزان و به‌ سرعت در قیمت ها منعکس می ‌شود و در نتیجه کسب سود های غیرعادی را برای افراد غیر ممکن می‌ کند.

اگر قصد دارید به دوره های تخصصی در خصوص آموزش بورس دسترسی پیدا کنید، می توانید همین حالا اپلیکیشن آموزش بورس دکتر ترحمی را به صورت رایگان دانلود کنید.

اخبار و مقالات مرتبط